خبرگزاری حوزه| امضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، در ظاهر گامی برای کاهش تنش های منطقه و گشودن بن بست های اقتصادی است، اما از نگاه راهبردی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، مسئله تضمین است. با نگاهی به متن این تفاهم نامه و سوابق تاریخی بدعهدی ایالات متحده، می توان تحلیل کرد که آیا این سند، ریسک پیمان شکنی طرف مقابل را به حداقل رسانده است یا خیر.
در بررسی دقیق بندهای منتشر شده، نکته قابل تأمل این است که توافق نهایی به قطعنامه ای الزام آور از سوی شورای امنیت سازمان ملل گره خورده است. این بند در ظاهر یک سازوکار حقوقی بین المللی برای جلوگیری از خروج یک جانبه آمریکا ایجاد می کند، اما باید به خاطر داشت که ماهیت سیاست خارجی آمریکا، به ویژه در دوران ترامپ، اولویت بخشی به منافع آنی و استفاده از ابزارهای قدرت سخت برای دور زدن توافقات است. این واقعیت که آمریکا در گذشته ثابت کرده امضا به تنهایی مانع تغییر سیاست های خصمانه اش نمی شود، باعث می شود که تنها تکیه بر مکانیزم های حقوقی کافی نباشد.
نکته دوم در مورد توالی اجرای تعهدات است. طبق متن تفاهم، مذاکرات برای توافق نهایی تنها پس از اجرای گام های اولیه توسط طرفین آغاز می شود. این یک نقطه قوت است؛ چرا که جمهوری اسلامی ایران بر مبنای سیاست راستی آزمایی پیش می رود و اجازه نمی دهد تعهدات سنگین یک طرفه و در ابتدای مسیر انجام شود. با این حال، مسئولان کشور باید هوشیار باشند که در ادبیات سیاسی آمریکا، اجرا می تواند با تفسیرهای کش دار، تأخیرهای تعمدی و در نهایت اجرای ناقص همراه باشد. همان طور که تجربه برجام نشان داد، رفع ظاهری تحریم ها بدون ایجاد سازوکارهای عملیاتی برای نقل و انتقالات بانکی، می تواند به معنای عدم رفع عملی تحریم ها باشد.
در نهایت، تضمین اصلی برای جلوگیری از بدعهدی آمریکا، نه در بندهای روی کاغذ، بلکه در قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی نهفته است. دومینویی که با شهادت علمدار خیمه ولایت، حاج قاسم سلیمانی آغاز شد و قدرت ایران را در سطوح نظامی و امنیتی به رخ دشمن کشید، همان عاملی است که ترامپ را به اضطرار برای تفاهم کشانده است. بنابراین، تضمین واقعی، حفظ همان ساختار بازدارندگی است. اگر طرف آمریکایی در هر مرحله از مسیر اجرای تفاهم نامه متوجه شود که هزینه بازگشت به سیاست های خصمانه یا پیمان شکنی برایش بسیار فراتر از منافع آن است، راهی جز پایبندی نخواهد داشت.
بنابراین، این یادداشت بیش از آنکه یک سند اعتماد ساز باشد، باید به مثابه یک آزمون راستی آزمایی نگریسته شود. هوشیاری مسئولان باید بر این محور استوار باشد که هیچ بند حقوقی، جایگزین اقتدار میدانی و انسجام داخلی نیست. آمریکا تنها زمانی به تعهدات خود پایبند می ماند که بداند نقض آن، هزینه هایی به مراتب سنگین تر از اجرای آن برایش به همراه خواهد داشت. در این مسیر، بصیرت و نگاه کلان به راهبردهای دشمن، کلید حفظ دستاوردهایی است که با مجاهدت شهیدان به دست آمده است.
الناز موسوی یکتا
پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه










نظر شما